دلایل امیدواری ظریف و ناامیدی بخش خصوصی /
حسین سلاح‌ورزی

امروز یکشنبه 3 تیر میزبان وزیر امور خارجه در نشست هیات نمایندگان اتاق،بازرگانی،صنایع،معدن و کشاورزی ایران بودیم. محمد جواد ظریف فردی که نامش با برجام گره خورده است. وزیر محترم خارجه برای شنیدن دیدگاه های مدیران بخش خصوصی اشتیاق نشان می داد و در سخنرانی خودش چندین بار از لفظ کارفرما برای بخش خصوصی استفاده کرد و تاکید داشت کارفرما بالاتر از مشاور است و تصریح کرد او و همکارانش آمادگی کافی برای رفع مشکلات بخش خصوصی در حوزه کسب و کارشان را دارند. پیش از اینکه وزیر خارجه ایران صحبت کند چند نفر از مدیران بخش خصوصی درباره بازار پولی ایران ، صنعت نفت در شرایط تازه تحریم ها ، وضعیت حمل و نقل دریایی در شرایط تحریم های جدید، ایران و مناسبات با اروپا نکاتی را طرح کردند . پس از این صحبت ها بود که دکتر ظریف وزیرخارجه ایران در یک سخنرانی البته کمی احساسی نکاتی را مطرح کرد. میان صحبت های وزیر با مدیران بخش خصوصی ایران نقاط افتراقی دیده
می شد که به دونکته اصلی آن اشاره
می کنم. اول اینکه همه سخنرانان بخش خصوصی بدون استثنا بیرون رفت از شرایط امروز،که بدترین شرایط می دانند را مشروط به مذاکره با قدرت های جهانی که درتحریم ایران دست بالا دارند دانسته و این را نقطه کانونی ضرورت ها معرفی کردند. این درحالی است که وزیر خارجه ایران برخلاف مدیران بخش خصوصی تاکید کرد ضرورت و نقطه کانونی برای بیرون رفتن اقتصاد ایران از وضعیت فعلی انسجام درمیان جناح های اصلی و طیف های مختلف هرجناح در داخل است. درحالی که این عنصر درسخنان بخش خصوصی غایب بود اما وزیر خارجه ایران انسجام داخلی را حتی از نان شب هم برای ایران امروز واجب تر می داند.
نکته دوم سخنان ظریف با بخش خصوصی این بود که وی با امیدواری به آینده نگاه می کرد و باور داشت راه های تازه ای برای حل و فصل اختلافات میان ایران و کشورهای اروپایی ، روسیه و چین پیدا می شود و باید برای این مقوله حساب بازکرد .در مقابل به نظر می رسد که بخش خصوصی ایران چندان به آینده امیدوار نیستند و این را دکتر پدرام سلطانی نایب رییس اتاق ایران با وضوح کامل و با استناد به اطلاعات به روز شده از رفتار سرد شرکت های بزرگ روسیه ، چین و اروپایی درهمین یک ماه اخیر با شرکای بخش خصوصی ایران بر زبان آورد. به نظرمی رسد دلیل اختلاف دیدگاه ظریف و بخش خصوصی ایران در مقوله امید و ناامیدی به طرف های گفت و گو ی این دو برمی گردد. ظریف با سیاستمداران کشورهای گوناگون حرف می زند و قول و قرار می گذارد و جنس حرف های آنها از جنس سیاست است که با جنس کسب و کار و اقتصاد تفاوت دارد. اما بخش خصوصی با مدیران شرکت ها طرف حساب است که باید جواب گوی سهامدارانشان باشند و به همین دلیل احتیاط می کنند و به جای حرف های دیپلماتیک امیدوار کننده به سوی عملگرایی رفته و حاضر نیستند به هیچ شکل منافع شرکت ها را به خطر بیندازند. این است که بخش خصوصی ایران با آدم های اصلی حرف می زند و ناامید است و ظریف با آدم های با واسطه سخن می گوید و امیدوار است. از سوی دیگر اما بخش خصوصی فرصت چندانی ندارد تا حساب و کتاب کند و سرمایه ای که در پویش زمان اندوخته است را از بلا و مصیبت دور کند اما آقای ظریف می داند در بهترین شکل فقط ممکن است تا پایان این دوره از عمر دولت دراین منصب بماند. بخش خصوصی سرمایه و به قول لاک، جانش در تهدید است اما ظریف در نهایت از کارفعلی اش به کار دیگری می رود. با احترام به جناب ظریف که برای ایران زحمت کشیده و می کشد باید سخنان بخش خصوصی را بیشتر مورد تأمل و توجه قرار داد.