قواعد مديريتي؛ دوست داريد چگونه از شما ياد شود؟
خبرگزاري موج - واقعاً آيا پلاکي به شما تعلق ميگيرد؟
چنانچه کتاب پرفروش خود را تأليف کرده و از دنيا برويد، يک پلاک آبي به يادبود شما بر روي ساختماني که در آن متولد شديد يا زندگي کرديد و يا به دليل تاليف کتاب نصب خواهد شد.
منظور از نصب اين پلاک آبي رنگ، يادبودي از شما به خاطر کار خيري که در زمان حياتتان انجام دادهايد، ميباشد. در صورتي که کار خيري انجام ندهيد، براي مثال، تأليف کتاب پرفروش، گامي جهت افزايش افراد با سواد و يا از عهده مالي زندگي برآمدن، در آن صورت به يادبود شما پلاک آبي اهدا نميشود!
حال تصور کنيد يک پلاک آبي براي شيوه مديريتي در نظر گرفته شده است. شما پلاکتان را بابت چه چيزي دريافت ميکرديد؟ واقعاً آيا پلاکي به شما تعلق ميگيرد؟ اصولاً دوست داريد چگونه از شما ياد شود؟
زماني، رئيسي که روش مديريتياش به طور عجيبي جالب توجه بود، هر روز که وارد شرکت ميشد، اولين فردي را که ميديد صرف نظر از اين که مشغول چه کاري بود، به شدت مورد انتقاد قرار ميداد؛ سپس به دفتر کارش ميرفت و نيم ساعت وقت صرف نوشيدن قهوه ميکرد. پس از آن، وارد محوطه کارخانه ميشد و اولين کسي را که ميديد مورد تقدير و تمجيد قرار ميداد، صرف نظر از اين که مشغول چه کاري بود.
وقتي درباره رفتارش از وي سوال کردم، پاسخ داد: روش من موجب ميشود کارکنان هميشه منتظر هر شرايطي باشند. آنها هرگز متوجه موقعيتشان نزد من نميشوند. بدين ترتيب اگر بترسند، کار بيشتري از ايشان ميکشم.
اين هم يک شيوه مديريتي است، اما مطمئناً از پلاک آبي براي وي خبري نيست.
بعد از 20 سال که از کارکردن با آن مدير ميگذرد، او هنوز به عنوان بي کفايت ترين و روشش به عنوان احمقانه ترين خشونت و قلدري که تا کنون ديده شده، ذهن را مشغول ميکند. واقعيت اين است که او هنوز در همان شرکت مشغول کار است و هيچگونه ارتقاي شغلي نداشته، زيرا هنوز تقريباً به همان شيوه سابق کار ميکند.
من خواستار يک پلاک آبي هستم، به دليل اين که بهترين مديري هستم که تا کنون وجود داشته، آن پلاک را ميخواهم. من آن را ميخواهم زيرا براي تيم خوب و مفيد بودهام، نتايج مطلوب کسب کردهام، الگو و شاخص قرار گرفتم؛ پس من آن پلاک آبي را ميخواهم، زيرا يک فرد فوق العاده موفقي بودهام، کسي که اعضاي تيم، علاقهمند کار کردن در کنار او هستند.

